دوشنبه 26 دی1390
با تمام بی کسی هایم کسی دارم هنوز..........سومین شبه که ..............
با تمام بی کسی هایم کسی دارم هنوز
چشم مشتاق و دل دلواپسی دارم هنوز
از دویدن های تکراری دلم خون است و باز
دم به دم تشویش روزافزون بسی دارم هنوز
گر چه عمری تکیه کردم بر درختان عقیم
پشت جنگلها نهال نو رسی دارم هنوز
در دل دریایی ام بنگر نه در بار گناه
بر کف این موج اگر خار و خسی دارم هنوز
با شکیبایی غریبم اشتیاقم روز و شب
ای دل غمگین که می دانم کسی دارم هنوز

این شعر رو دوست داشتی
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:22 بعد از ظهر توسط : سیدخان


